محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
229
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
است ، آب [ وميوهء ] فراوان دارد وجائى دلگشا است . عكا « 1 » : شهري مستحكم در كرانهء دريا ، جامعي بزرگ وجنگل زيتون دارد كه چراغهايش را روشن مىكند وافزون نيز دارد . شهر بدين استحكام نبود تا ابن طيلون [ طولون ] به ديدارش آمد ، أو كه صور ودژ آن وديوار دريائى آن را ديده بود خواست تا براي * عكا بندرى مانند آن بسازد ، پس هنرمندان [ حكما ومهندسان ] خوره را فرا خواند وآن را از ايشان خواست ، به أو گفته شد امروز كسى كه در آب ساختمان بسازد نداريم ، سپس از نياى من أبو بكر بنّا ياد كرده گفتند : اگر چنين دانشى مانده باشد تنها نزد أو است ، أو نامهاى بنزد حاكمش بر بيت المقدس فرستاد تا وى را بفرستند ، چون بنزد وى آمد ، خواست خود بدو باز گفت ، أو آن را ساده خواند دستور داد تكههاى بزرگ چوب جميز « 2 » حاضر كرده آنها را بر روى آب پهلوى هم ، در سراسر روبروى دژى كه در خشكى بود به يك ديگر بستند . پس درگاهى بزرگ از سوى باختر برايش نهاد . سپس با آجر وملاط « 3 » بر روى آن به ساختن ديوار آغاز كرد ، هر پنج رگه آجر كه مىساخت آن را با تيرهاى نيرومند مىبست تا ديوار را نگاه دارد . پس چون بار چوبهاى جميز سنگين مىشد پائين رفته تا مىفهميد كه بر زمين نشستهاند ، پس يك سال درنگ مىكرد تا خود را بگيرد ودوباره روى
--> ( 1 ) ياقوت وقزوينى هر دو تعريف عكا را از اين كتاب نقل كردهاند ( ياقوت 3 : 707 : 16 آثار البلاد 3 - 224 ) . ( 2 ) أنجير صحرائى . ( 3 ) متن : شيد . مانند پانوشت چ ع 128 .